۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه

خشونت نسبت به زنان! کی من؟؟



اول: دیروز 25 نوامبر روز جهانی مبارزه برای حذف خشونت علیه زنان بود 

دوم: امروز یک کامنت توی فیسبوک دیدم به شرح زیر

در پی ممنوعیت حضور خانومها در پیست های اسکی بدون سرپرست قانونی (همسر یا پدر)...
اونایی که دوست دارن برن اسکی در خدمتشونیم نقش شوهر رو بازی می کنیم...
اول از همه یه شارژ 2000 تومانی ایرانسل مسیج میکنی تا 48 ساعت بعدش زنگ میزنم بهت باهات قرار میزارم...
اگه ماشین خودم بیارم 30000 تومان میگیر...م اگه ماشین خودت بیاری 25000 تومان میگیرم، اگه 2نفرین میتونم واسه یکیتون بابا شم واسه اونیکی شوهر که اینجوری با تخفیف میشه 50000 تومان ، اگه حسودیتون میشه کدومتون زنم بشین کدومتون بچم میشه جفتتونو به عنوان زنم اعلام کنم ولی اینجوری خرجتون میره بالا میشه 80000 تومن...
اگه با تریپ و قیافت هم حال کنم دفعه بعد مجانی اشانتیون میدم بهتون...
مسیج الکی نزنین که شارژ نداشته باشه جواب نمیدم....
سوم: یاد مقاله نسوان مطلقه که دیروز خوانده بودم افتادم  خشونت نسبت به زنان

چهارم: فکر کردم "به ما یاد دادند که بخندیم به هر آنچه زشتی است ، و ما چه کودکانه خندیدیم به هر آنچه زشت بود و ناحق و ندیدیم که پر نازک پروازمان در آتش قهقه هایمان چگونه خاکستر شد"

پنجم:  آره تو، خود خودت

۱۳۹۰ آبان ۲۹, یکشنبه

"آن دو دست جوان که زير بارش يک ريز برف مدفون شد".، و هر بهار دوباره میروید

فریاد زنده شبهی از لابلای صفحات بی رمق تاریخ
دیشب
دوباره از کابوس زندگی بیدارم کرد

رها شاعره ای
پرخروش رودی غمگین
که در یخبندان ابعاد بودن، همیشه تنها بود
مثل تو، مثل ما

آینه ای بود پاک از غبار، که انعکاس سرخ نفسهای به شماره افتادۀ دختران آسمان در آن پیدا بود

نگاه خیس پرفروغش را بر لبان تشنه ذهن خسته ام نهاد 
....
و من جاری شدم



۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

سخت است زن بودن و زنانه نگاه نکردن به مصر




در گیرودار دنبال کردن تحولات مصر و مقایسه جنبه های مختلف آن با جنبش اعتراضی ایران، آنچه بسیار توجه مرا به خود جلب میکند حضور پر رنگ زنان ایرانی و تقریبا عدم حضور زنان مصری است

حتی در انقلاب 1357 هم زنان ایرانی حضوری پررنگ داشتند



۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

روز جهانی نفی خشونت علیه زنان را هدر ندهیم






غصه میخورم که گاهی حتی زنان  هم انگیزه و باور کافی برای نفی خشونت علیه زنان ندارند، غمگین میشوم وقتی به جای تحلیل ریشه ای، بالا بردن آگاهی و یافتن راه حل و تلاش برای از میان بردن خشونت علیه زنان، مطالبی میبینم که به حاشیه میزند

یاد شادی صدر می افتم در بی بی سی که عاصی شده بود از اینکه با سوال خشونت زنان علیه زنان مواجه شده بود وقتی که موضوع بحث خشونت جنسی علیه زنان بود!

ما زنان سالهاست که به خودمان گیر داده ایم، سالهاست که در هر مورد خودمان را بازخواست کرده ایمو سالهاست که خودمان را فدای همه کرده ایم و نگاه کن به نتیجه اش! هنوز هم همان مشکلات و همان دردها

میپوشانیم خودمان را تا مردان نلغرند، از آسایشمان میگذریم تا فرزندانمان بزرگ شوند، حرف زور میشنویم تا خانواده ثبات داشته باشد، تن خود به زور میفروشیم که مرد معتادمان خماری نکشد ...

و حالا پس از هزاااااااااران سال بعضی پیشنهاد میکنند که با هم مهربان تر بودن چاره کار است؟ من شک دارم

مگر مردان با هم مهربان ترند که مورد اینچنین بی رحمی هایی قرار نمیگیرند؟



روز جهانی نفی خشونت علیه زنان را هدر ندهیم

۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

من شهلا جاهد هستم، مرا اعدام کنید

وقتی پای زندان و یا  اعدام یک فعال سیاسی یا حقوق بشری به میان میاد، با افتخار عکس پروفایلمان را عوض میکنیم با عکس او و عضو همه کمپینهایی میشویم که برای آزادی و نجاتش راه افتاده

ولی وقتی پای کسی مثل شهلا جاهد به میان میاد، کسی که هزارتا ایراد تو پرونده اش هست و خود قاضی القضات شهر بارها حکم اعدامش را متوقف کرده و پرونده اش را برای بازبینی به دادگاههای متفاوت برگردانده، اوضاع عوض میشود.

یک دفعه دچار تردید میشویم چرا که او با ارتباط با یک مرد متاهل به همه زنها بدهکار است، چرا که همه زنها را کشته و این یک امر ثابت شده است برامون، قاضی ماییم  و حکم را هم صادر کردیم، مرگ


ای کاش بتوانیم یاد بگیریم که اعدام  این زخم کهنه متعفن را درمان نمیکند

ای کاش بتوانیم روی این احساس پا بگذاریم و برای تحقق حقوق بشر برای همه تلاش کنیم حتی برای شهلاها

۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

مولانا هم بلهههههههههههه!!!

امروز داشتم غزلیات شمس را می خواندم که به این ابیات برخوردم:

در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید                    دانی که کیست زنده آن کو ز عشق زاید

در راه رهزناند وین همرهان زناند                      پای نگار کرده این راه را نشاید  

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآی از دست زن ستیزان! آخه مولانا هم؟!!! دیگه از کی آدم توقع کنه؟

۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

1400 سال پیش هم زن، زن بود


زهرا رهنورد

اینک زمانه کمون اولیه نیست بلکه دنیای امروزیست، دنیای فردیت ها دنیای عشق و محبت یک زن و یک مرد به یکدیگر، دنیای فرزندانی که به آغوش یک پدر و یک مادر نیازمندند و نه یک پدر و چندین مادر



نمیدونم چرا زنان مسلمان روشن فکر که میشوند از این جور حرفها میزنند!! 

چطور به خودشان اجازه میدهند که بگویند اکنون زمانی است که زن به چیزی بیشتر از خوراک و پوشاک نیاز دارد: عشق!

مگر داستانهای عاشقانه قدمتی به درازای طول عمر بشر ندارد؟ پس چرا فکر میکنند که زنان 1400 سال پیش لایق قوانین ضد زن (ضد انسان)بوده اند؟؟؟؟؟؟

ای کاش  برای یک لحظه اشک چشمان زن اول مرد 1400 سال پیش را هم می دیدی روشنفکر عزیز!